العلامة المجلسي

1202

حياة القلوب ( فارسي )

قالَ كَمْ لَبِثْتَ قالَ لَبِثْتُ يَوْماً أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ « 1 » چون زنده شد گمان كرد كه در خواب بوده وبيدار شده است « از أو پرسيدند : چند مدت در اين مكان مكث كردى ؟ گفت : يك روز - ودر أول روز خوابيده بود ، چون نظر كرد ديد هنوز آفتاب غروب نكرده است وآخر روز است گفت : - بلكه بعضي از روز » ، وگويندهء سخن با أو بعضي گفته‌اند خدا بود وندا از آسمان به أو رسيد ؛ بعضي گفته‌اند ملكي بود يا پيغمبرى بود يا مرد معمّرى بود كه أو را شناخت بعد از زنده شدن « 2 » ، قالَ بَلْ لَبِثْتَ مِائَةَ عامٍ « 3 » « گفت : بلكه صد سال در اين مكان مانده‌اى ومرده‌اى والحال زنده شده‌اى » ، فَانْظُرْ إِلى طَعامِكَ وَشَرابِكَ لَمْ يَتَسَنَّهْ « 4 » « پس نظر كن به خوردنى وآشاميدنى خود كه هيچ تغيير نيافته است » . ومنقول است كه : چون به اين مكان آمد انگورى وانجيرى وآب انگورى همراه داشت واينها با اين لطافت در مدت صد سال هيچ متغير نشده بودند به قدرت الهى « 5 » ، وَانْظُرْ إِلى حِمارِكَ « 6 » « ونظر كن بسوى درازگوش گوش خود » كه چگونه پوسيده واستخوانهايش از هم ريخته است ، وَلِنَجْعَلَكَ آيَةً لِلنَّاسِ « 7 » « وبراي اين تو را ميرانديم در اين مدت وزنده نموديم كه آيتي باشى براي مردم » بر حقيقت زنده شدن ايشان در قيامت ، وَانْظُرْ إِلَى الْعِظامِ كَيْفَ نُنْشِزُها ثُمَّ نَكْسُوها لَحْماً « 8 » « ونظر كن بسوى استخوانهاى پوسيده كه چگونه اجزايش را بر روى يكديگر بلند مىكنيم ومتصل مىكنيم وبعد از آن لباس گوشت بر روى استخوانها مىكشيم » . أكثر گفته‌اند حق تعالى حمار أو را در نظر أو زنده كرد تا ببيند خدا چگونه مرده را زنده

--> ( 1 ) . سورهء بقره : 259 . ( 2 ) . مجمع البيان 1 / 370 . ( 3 ) . سورهء بقره : 259 . ( 4 ) . سورهء بقره : 259 . ( 5 ) . مجمع البيان 1 / 370 . ( 6 ) . سورهء بقره : 259 . ( 7 ) . سورهء بقره : 259 . ( 8 ) . سورهء بقره : 259 .